زمانی که یک کارشناس درصدی از مسئولیت بروز حادثه را متوجه کارگر می نماید با توجه به ماده ۲۴۵ قانون مجازات اسلامی که عینا ً درذیل درج می گردد در واقع کارگر را مقصر اعلام نموده است
ماده ۲۴۵ – تحقق جرائم غیر عمدی، منوط به احراز تقصیر مرتکب است. در جنایات غیرعمدی اعم از شبه عمدی وخطای محض مقررات کتاب قصاص و دیات اعمال میشود.
تبصره- تقصیر اعم از بی احتیاطی و بی مبالاتی است. مسامحه، غفلت،عدم مهارت و عدم رعایت نظامات دولتی و مانند آنها، حسب مورد، از مصادیق بی احتیاطی یا بی مبالاتی محسوب میشود.
بنابراین همانگونه که در بالا مشاهده می فرمایید وقتی که کارشناس اظهار می دارد که این حادثه به علت بی احتیاطی کارگر رخ داده است به معنای مقصر اعلام نمودن کارگر است زیرا بی احتیاطی از جمله مصادیق تقصیر احصاءشده در قانون است
اول سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که بی احتیاطی یعنی چه و یک شخص باید مرتکب چه عملی شده باشد که بتوان ارتکاب بی احتیاطی را به او نسبت داد همانگونه که می دانیم وقتی می گوییم فلانی مرتکب بی احتیاطی شده است در واقع آن شخص بر خلاف تکالیفی که برعهده دارد و خود داری از انجام آنها در شرایطی که حادثه رخ داده است لازم است ،عمل کرده است و در تعریف حقوقی «تعدی، تجاوز نمودن از حدود اذن یا متعارف است نسبت به مال یا حق دیگری » می باشد اینجاست که بسنده نمودن به همین عبارت که این حادثه به علت بی احتیاطی کارگر رخ داده است یک گفتار و یا نوشتار کارشناسی نبوده زیرا نظریه کارشناس باید با استناد به ماده ۱۹ قانون کارشناسان رسمی دادگستری که مقررمیدارد نظریه کارشناسی باید صریح و مستدل باشد بنابراین لازم است دلیل و مستدل بودن نظریه خود مبنی بر استناد تقصیر از باب بی احتیاطی به کارگر را در نظریه خود به اثبات برساند بدین معنی که به طور صریح اعلام دارد که کارگر در آن شرایط باید از انجام چه کاری احتراز می نموده که به آن دست یازیده است تا بااین توضیح و تشریح و استدلال ، زمینه را اینگونه فراهم آورد که اگر کسی نظریه کارشناسی او را مطالعه می نماید واقف به این امر گردد که بی احتیاطی نسبت داده شده به کارگر منطبق با آنچکه برای بی احتیاطی تعریف شده است می باشد در غیر اینصورت ارایه نظریه کارشناسی یعنی نسبت دادن تقصیر(دراینجا بی احتیاطی) به اشخاص بدون تطبیق عمل غیر محتاطانه مقصر به آنچکه برای بی احتیاطی در نظام حقوقی ما تعریف شده ، می تواند زمینه ساز تضییع حقوق اشخاص زیادی گردد بنابراین ضرورت درج علت انتساب بی احتیاطی به اشخاص توسط کارشناس از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده ودرصورت عدم درج این مهم در گزارش و نظریه کارشناشی ، ضرورت اخذ توضیح از کارشناس جهت تشریح عللی که مثّبت انتساب بی احتیاطی به شخص و یا اشخاص توسط ایشان بوده از سوی مراجع ذیصلاح کاملا ًمحسوس می باشد
درخاتمه ذکر این نکته حائز اهمیت است که در جهت مستدل بودن نظریه کارشناسی بعد از اشراف کامل کارشناس به مقررات مربوط به موضوعی که ارایه نظریه کارشناسی در ارتباط با آن را متقبل شده ، هیچ عاملی مهمتر از دقت نظر وبررسی دقیق نظریات کارشناسی از سوی مراجع صادر کننده قرار کارشناسی، مؤثر در مستدل گردانیدن نظریات آنان نمی باشد زیرا اگر مراجع مذکور، به استدلال ارائه شده در نظریه کارشناسی توجه خاصی مبذول فرمایند ودر صورت ضعف در استدلال پیگیر موضوع از طریق احضارکارشناس جهت اخذ توضیح باشند ، این خود بزرگترین انگیزه در مستدل نمودن نظریات کارشناسی خواهد بود زیرا اولا ًمشخص میگردد که برای ارجاع دهندگان پرونده ها ، بین نظریاتی که از ضعف استدلال بر خوردارهستند ونظریات مستدل فرق گذاشته شده ومورد توجه میباشد وثانیا ًارایه دهنده نظریه کارشناسی خواهد دانست که باید برای مطرح نمودن هرموضوعی در گزارش خود دلیلی ونیز درصورت لزوم پاسخی مستدل داشته باشند .
*********************************************************
بدیهی است که هر گونه مطلبی که در آن نظریه کارشناسی ابراز شده باشد نظریه کارشناسی اینجانب می باشد و نظریه دیگرکارشناسان می تواند با نطریه کارشناسی اینجانب متفاوت باشد
غلامرضا بخارایی
کارشناس رسمی دادگستری در رشته حوادث ناشی از کار
ارزیاب خسارت بیمه ای در رشته مسئولیت مدنی حرفه ای از بیمه مرکزی
آدرس وب سایت http://masouliat.ir/
آدرس وبلاگ http://bokharaei.blog.ir/
آدرس کانال تلگرام https://telegram.me/bokharaey
انتشار مطالب با ذکر منبع بلامانع است
*********************
برچسب:
نویسنده: سارا نیکفر